کاملترین ساز ایرانی؟

تار و سه تار از کاملترین سازهای ایرانی است. که وسعت صوتی شان مانند وسعت صدای خوانندگان ایرانی نزدیک به 3 اکتاو است . یعنی از DO اکتاو سوم تا La اکتاو پنجم.

در مورد محدوده زیر وبمی موسیقی ایرانی ،نکته دقیقی وجود دارد که باید بدان توجه داشت :

قدما معتقد بودند که هر چه برای سعادت و سیر کمال بشر لازم بوده ، به صورت طبایع مختلف در نهاد انسان ها به ودیعه گذاشته شده است و تجاوز از آن ، به طبع و مزاج لطمه میزند. مثلا" در مورد محدوده زیر وبمی ، وسعت طبیعی و معمولی صدای خوانندگان نشان می دهد که برای طبع بشر حدود 3 اکتاو فوق الذکر مطبوع است و خارج از این محدوده ، دور از ((طبع )) بوده ولی ((موثر ))است.

تجاوز از این محدوده زیر وبمی ، آرامش اعصاب را به هم می زند. به این معنی که اصوات کم تر از 70 هرتس ، سستی و خستگی در شنونده ایجاد می کند . و چنانچه به مادون صوت نزدیک شود ، اضطراب و ترس بی دلیل به وجود می آورد، و زیر تر از 1000 هرتس ، هر چه زیرتر بشود ، شنونده را عصبی تر و تند خو تر می کند .

در ایران دو نوع اجرای موسیقی وجود دارد:

نوع اول آشنایان به ظرایف موسیقی و علاقمندان به موسیقی اصولی و علمی را مورد خطاب قرار می دهد. این روش مخصوص استادانی است که از آن طریق می توانند به یک نوعی از کار معنوی دست پیدا کنند ، در این نوع اجرای موسیقی دستیابی به ثروت مد نظر نیست و از مشخصه های جلف عاری می باشد .

نوع دوم مربوط به عامه مردم می باشد که موجب به وجود آمدن یک سلسله احساسات سطحی و ظاهری می شود هدف آن سرگرمی و تفریح مردم است این موسیقی را مذهبیون مطربی می خوانند و ما موسیقی تفریحی می نامیم.

فرق اساسی بین این دو نوع موسیقی ، اینها هستند:

موسیقی علمی : مبتکرانه ، متنوع ، بدیع وتازه ، بی پیرایه ، متوازن ، خلاصه و مفید ، معنوی.

موسیقی تفریحی : تقلیدی ، تکراری ، معمولی ، متظاهرانه ، متضاد ، بی محتوا ، نفسانی و جسمانی .

مشخصه اولیه موسیقی اصیل خلاقیت است . ولذا یک ساعت اجرای سرشار از خلاقیت موجز و پر ظرافت می تواند موسیقیدان اصیل را از لحاظ جسمی خسته کند . بعکس موسیقی تفریحی و سرگرم کننده نیازی به خلاقیت و نو آوری ندارد، از این رو مطرب قادر است بدون خستگی به طور کم و بیش ماشینی با تکرارهای چرخشی و به برکت تعداد آهنگ که در حافظه خود ضبط کرده است نوازندگی را هر اندازه که بخواهد ادامه دهد.

اضافه کنیم که تکرار بدون وقفه چند قطعه موسیقی ، تجربه و مهارت عجیبی را برای مطرب فراهم می کند ، ولی مستلزم دقت و ظرافت زیادی نیست زیرا این موسیقی در برابر مردمی عامی به نمایش در می آید که توجه چندانی به آن ندارند.

به این جهت است که مطرب معمولا" به کوک کردن تقریبی سازش اکتفاء می کند ، در حالی که نوازنده موسیقی اصیل سازش را با دقت وسواس گونه کوک می کند . موسیقی تفننی در جستجوی نواس های پر رنگ و پر تضاد است. موسیقی اصیل رنگ آمیزی به ظاهر ساده ای دارد یعنی نوانس هایش خفی و تدریجی است.

آشنایان به این نوع موسیقی ، ازنقوش دقیق و ظریف و نقش و نگار و لطف و تنوع بسیارش لذت می برند. همچنین یک ساعت نواختن نوازنده بزرگ موسیقی اصیل برای اشباع شدن شنونده اش کافی است . موسیقی تفننی بیرونی و ظاهری است در حالی موسیقی اصیل درونی و باطنی است . اولی شنیده می شود و دومی گوش داده می شود .

 ردیف نوازی در موسیقی ایران

ردیف نوازی به معنی اجرای دقیق و صحیح گوشه های ردیف موسیقی ایرانی است. شک نیست که ردیف ( یعنی مجموعه گوشه ها و الحان ایرانی )سرمایه و دست مایه موسیقی ایرانی است. ولی در مورد همین ردیف پر ارزش ، سوء تفاهم هایی پیش آمده است که باید در این مقام بدان پرداخت.

موضوع را به صورت سئوال مطرح می کنیم تا سریع تر به نتیجه برسیم : آیا باید همیشه فقط گوشه های ردیف را نواخت؟ و موسیقیدان اصیل باید ابتکار شخصی را کنار بگذارد؟

اگر جواب این سئوال مثبت باشد دو تالی فاسد به وجود می آید.

1- موسیقیدان تبدیل به ضبط صوت بی روح و بی ابتکار ، و نوازندگی اش خشک و بی روح خواهد شد.

2- اگر قرار باشد فقط گوشه های ردیف را بنوازیم ، نیاز روز افزون جامعه به موسیقی برآورده نخواهد شد.

مزحوم حبیب سماعی «ردیف نواز» نبود و ردیف نوازی نمی کرد . ولی در مجلسی که او ساز می زد ، هیچ استاد ردیف ، دست به ساز نمی برد . ساز او شیرین ، گیرا ، پر مغز، پرمعنا و بسیار لطیف بود. ساز این استاد سنتور مانند کلام استاد سخن سعدی بود و می دانیم که دستور زبان فارسی به کلام سعدی شناخته می شود نه کلام سعدی به دستور زبان.

معلم ثانی ابونصر فارابی موسیقی دانان قبل از خود را به دو دسته تقسیم کرده می نویسد:

« دسته اول دارای آن درجه از قریحه نبودند که بتوانند مانند پیشینیان آهنگ بسازند ، و در فن تقلید و اجرای آثار آنان مهارت یافتند. دسته دوم با قریحه تر ، و با الهام از پیشینیان در

فن آهنگسازی چنان مهارت یافتند که خود آهنگ های مطلوبی ساختند».

موسیقیدانان قدیم

*در حاشیه این عکس که بیشتر موسیقیدانان مطرح دوره ناصری حضور دارند، نوشته شده:

« 18 ذیحجه،در روز طبخ آش ییلاقی در شهرستانک گرفته شده »

از راست : حسین کریم کور و قلی خان نوازنده ( کمانچه ) نشسته اند،سماع حضور که دستش را روی پاهایش گذاشته نفر بعدی است.او از بزرگترین نوازندگان سنتور دوره قاجار و پدر حبیب سماعی از نوازندگان دوره پهلوی اول بود.مهم ترین موسیقیدان این گروه محمد صادق خان سرورالملک «رئیس گروه نوازندگان دربار»است، عصایی که دست دارد و اینکه جلوتر از سایرین نشسته ، جایگاه او را در جمع نشان می دهد. آقا حسین قلی و میرزا عبدالله نوازنده( تار ) پسران علی اکبر خان فراهانی در کنار او نشسته اند . آقا مطلب پسر محمد صادق خان نوازنده سنتور و آقا غلامحسین نوازنده کمانچه «پدر سماع حضور که سازی ابداعی شبیه کمانچه در دست دارد » ،نفرات بعدی هستند. ایستاده ها از راست: ابراهیم کربلایی سعید ،میرزا ابوالقاسم ضرب گیر (خواننده) ، یوسف خان معیری خواننده و پسر نوجوان هم عبدالله پسر کوچک محمد صادق خان است.

محمد صادق خان سرور الملک آخرین موسیقیدان ایرانی است که عنوان «رئیس موسیقیدانان دربار» را همراه داشت و بعد از مرگ او ،چنین سمتی هم در دربار از بین رفت . شیوه نوازندگی او بر بداهه نوازی و ذوق سرشار استوار بود. محمد صادق خان در نواختن سنتور تبحر زیادی داشت و او اولین کسی بود که پیانو را در فواصل ایرانی کوک کرد. {عکس از موزه موسیقی}